سازشکاری

امروز صبح از ساعت 9.5 به بعد مادرم شبکه یک را روشن کرده بود. صدای رحیم پور ازغدی میومد که داشت برای یه تعدادی آخوند صحبت می کرد. حدود نیم ساعتی توی جام غلت زدم و بعد پاشدم صبحانه خوردم. در تمام مدت صبحانه خوردن استاد داشت معارف موجود در احادیث رضوی را تشریح میکرد و بخوام خلاصه بگم ادعا میکرد حقوق بشر غربی ها 50 واحد حقوق بشره و حقوق بشری که الان من دارم براتون میخونم 100 واحد حقوق بشره. من رحیم پور ازغدی را دوست ندارم. من هرکسی که ادعا میکنه باید یه دور دیگه توی احادیث بزنیم تا یه چیزی از توش در بیاریم دوست ندارم؛ بهش اعتماد ندارم. من گاهی اوقات چیزهایی که باب میلم نیست را تحمل میکنم. الان هم داشتم همین کار را میکردم. نمیدونم چرا. حدس میزنم این تحمل کردن شرایط مورد پسند دیگران و پرهیز از آزرده خاطر کردنشون یه جور اخلاقیات درونی باشه. از این جا بیاد که دوست ندارم آدمهای اطراف خودم را برنجونم حتی به قیمت رنجوندن خودم. نمیدونم کاری که کردم درست بود یا نه. گاهی اوقات سازشکاری باعث میشه خودم را فراموش کنم. چیزهایی را که دوست دارم یا چیزهایی را که دوست ندارم نادیده بگیرم و مراقب باشم احساس کسی خط نیفته. یکی از دوست هام میگفت تو هیچ تعهدی به هیچ کس نداری که احساسش را به احساس خودت ترجیح بدی. کاش بتونم این مورد را برای خودم قانون کنم.

/ 0 نظر / 58 بازدید